تبلیغات
درهای یه وری! - کاش میتونستم توضیح بدم چی تو سرمه
ای كاش كه جای آرمیدن بودی....یا این ره دور را رسیدن بودی
سه شنبه 23 آذر 1395

کاش میتونستم توضیح بدم چی تو سرمه



دیشب همینطوری مث خر گریه میکردم و با دوستی در مورد ناراحتی هایم حرف میزدم و اون مثل تموم عالم سعی داشت نشونم بده کجاها تقصیر خودمه با اینکه من فقط وقتی ناراحت میشم که تقصیر خودمه و وقتی حرف میزنم با کسی خودم میدونم کجاهاش تقصیر خودمه با این همه نگفتم خودم میدونم بابا زر نزن. چون اون به هر حال لطف و مهربونیشو میرسونه که می شینه پای غرغرای من و گریه های من. گاهی وقت ها دوست دارم به خودم بگم عب نداره زی رفیقته خب برای هم وقت میذارید. راحت باش معذب نباش. تو که به هر حال مخشو داری میخوری بدون عذاب وجدان بخور! ولی میدونم که ماها خیلی بزرگتر و درگیرتر از این حرفهاییم که بتونیم این همه برای هم وقت بزاریم ولی خب دیشب خیلی ناراحت بودم و با تمام این حرفها و با اینکه میدونسم نباید این همه غر بزنم غر زدم و اونم خیلی اقا و متین نشست به همه گوش داد. وقتی میخوابیدم ازش تشکر کردم ولی حسم بهتر نبود. راستش حسم تا صبح که بیدار شدم بهتر نشد حتی همین الانم حس بهتر نشده و با تمام تلاشی که کردم حسم همینطوری مزخرف مونده و به شدت اماده گریه کردن دوباره هستم.

اندنامه: خوب مثل سامان بد مثل من