تبلیغات
درهای یه وری! - حسین آقای خسروی خوب خوبانه :)
ای كاش كه جای آرمیدن بودی....یا این ره دور را رسیدن بودی
دوشنبه 24 آبان 1395

حسین آقای خسروی خوب خوبانه :)



دفعه بعدی که انبلاک کردی یا پیام دادی یا هرچی حتما به تو خواهم گفت که عزیزم من هنوز دوستت دارم و هنوزم هم تو را برای عشق میخواهم دفعه بعدی نمی گویم نمیخواهم دوستت داشته باشم نمی گویم نمیخواهم مال من باشی پس برای این تلاش نکن.

شب گذشته وقتی تو تاکسی نشسته بودم و گریه میکردم که سامان انجا همه چیز خیلی متفاوت بود با همه چیزهایی  که تا به حال دیده بودم و همه چیز برای همه عادی بود جز من! نمی توانستم بمانم و زود برگشتم و بعدش احساس حماقت میکردم و وقتی برای سامان می گفتم که اینطور و انطور بود برای خودم هم احمقانه بود و توقع نداشتم کسی درک کند چرا و از چی ناراحتم.

اندنامه: صرفا جهت اینکه یادم نره این دو پاراگرافو می نویسم و گرنه که اینا اسمش درهای یه وری نگاری نیس واقعا